هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
86
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
تزايد است ، مخصوصا اين اوقات كه راهآهن از « بادكوبه » و « تفليس » متّصل به « باطوم » « 1 » شده ، كه به سهولت و آسايش عبورومرور مىنمايند . چهار ساعت به روز مانده ، چون موقع حركت « كالسكه بخار » و « واغون » است ؛ و « استاسيون » مسافتى دارد ، « درشكه » حاضر و سامان مختصرى همراه برداشت ، كه هست راحت درويش در سبكبارى . « استاسيون » ، يعنى محل توقف و سوار شدن و پياده شدن مردم و عرب « محطّه » مىگويند و انگليس « استيشن » مىنامد . آب جارى و جاى باصفاى خوبى فراهم است . « مهمانخانه » هم دارد ، به مناسبت هركس تهيه ديدهاند . سه ساعت به روز مانده ، زنگ اخبار نزديكى گارى [ را ] زدند . بليت از « بادكوبه » تا « باطوم » در مرتبه اولى « 2 » مبلغ 18 « منات » و 18 « كپك » مقرر است و چهار پنج من تبريز اسباب مجانى است ، زيادى را كرايه بايد داد . [ در ] « بادكوبه » و مطلق ملك « روس » امپريال و اسكناس رواج است ، و معاملات به « منات » ، و هر « منات » مبلغ 3000 دينار ايران است و 100 دينار مطابق 300 دينار و شاهى ، 3 شاهى محسوب است ، و ساير مسكوكات ، مثل اجناس به قيمت روز است . و اسكناس از يك « منات » است تا 1000 و 2000 « منات » . سه ساعت به روز مانده ، هركس بهجاى خود قرار [ گرفت ] و گارى روان شد . و در راه ، همهجا « مهمانخانهها » و « استيشن » ، به فاصلهء 2 فرسخ يا زياده ، به اقتضاى هرجا ساختهاند و غالب در كوه و جنگل مىرود . در يكى از محطهها ، براى صرف جاى پياده شد ؛ در قهوهخانه مسلمانى آمده ، « حاجى اسكندر خان » را ديدم پريشان است . سئوال نمودم ، گفتند : « مبلغ 160 منات از من بردهاند و مىدانم كه دزد كيست . » چون مجال نبود ، نتوانست گفتگو نمايد . كشيشى از اهل « اصفهان » بود ، گفت : « همه اوقات ، خاصه در زمان حركت حاجّ ، جمعى بدكيش هستند كه تجارت عمدهء خود را « جيببرى » قرار دادهاند ؛ و در اين راه مخصوص زياداند . بسيار مواظب باشند كه ديگرباره دستبردى نزنند كه :
--> ( 1 ) . بندر باتومى ( Batumi ) در كنار درياى سياه ( Black sea ) در ايالت استقلالطلب آجاريا ( Ajaria ) جمهورى گرجستان ( Georgia ) كه در سال 1990 م . 000 ، 137 نفر جمعيت داشته است . ( 2 ) . درجه اول .